*سخت ترین چیز (فاصله بین دو دوست)*
باید یکی قربانی بشه تا دوستی ادامه یابه
اگه همیشه شما اون شخصی هستی که خود را قربانی می کردی
ولی حالا بر حسب اتفاق یا حس سرد دیگه این کار رو انجام نمی خای بدی
حالا چه اتفاقی رخ می ده
درسته !
جدایی
-------------------------------------------------------- نقطه شروع تنهایی
جالا فرض کنیم جدایی در مرحله اول رخ داده
باید چیکار کرد
فراموشی توضیح دوباره نگاه کردن و بی تفاوت بودن
کدوم رو باید انتحاب کرد؟
هرکاری هم بکنی باز به این حرف می رسی .":":":> جدایی !
من از تنهایی می ترسم
من کامل نیستم
ولی تو سری خر هم نیستم
علاقه باید دو طرفه باشه نه اینکه یک سو باشه
باشه
پس حالا که جدایی را حل پیشنهادی باید خودم رو اماده کنم
درسته
باید مثل اون که با پیدا کردن دوست تونست به راحتی من رو فراموشش کنه
منم از این را حل استفاده می کنم
ولی من که مثل اون نیستم
نمی تونم قراموش کنم
حالا باید چیکار کنم
من از نتهایی بی رازم
تمام عمر رو تو تنهایی گذراندم
ولی دیگه بسته این همه تنهایی
ولی چیکار می نونم بکنم
اون راه جدایی رو در پیش گرفته و من راه حلی نمی بینم
چیکار باید کرد
خسته شدم از این همه فکر کردن های بیهوده
سرم خیلی درد می کنه و خوابم می یاد
ولی حداقل بدون که بازی رو نه من خواستم شروع کنم و نه تو
روزگار بی مروت
شاید بهترین راه حل فاصله گرفتنه
چقدر سخته با این باور ها زندگی کردن
دیدی من هم نتونستم
جلوی جدایی رو بگیرم
اولین فاصله رو خود من انداختم میون زندگیش
ولی من فقط از زندگی